تبلیغات
مقداد محتشم *وکیل پایه یک دادگستری * 09122593715
مقداد محتشم *وکیل پایه یک دادگستری * 09122593715
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
بحث و انتقاد :

درقانون مدنی ایران درکتاب نکاح راجع بطرح واقامهُ دعوی الزام بتمکین ازطرف مردبطرفیت زوجه بحثی نشده است وهمچنین درباره نشوزوامتناع زن ازتمکین بطور صریح مطلبی درقانون مذکورعنوان نگردیده است وفقط ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی مقرر میدارد:

هرگاه زن بدون مانع مشروع ازادای وظائف زوجیت امتناع کندمحق نفقه نخواهدبود.

این تنها ماده و مطلبی است که قانون مدنی ایران درباره تمکین زن متعرض شده است. ولی محاکم ایران عملا“دعاوی التزام بتمکین راکه ازناحیه مردها بطرفیت زنان خوداقامه میشود میپذیرندوموردرسیدگی قرار میدهندواغلب حکم بالزام زنان ممتنع ازتمکین راصادر مینمایند.



در نتیجه عقدازدواج زن متعهد وملزم وموظف است که دربرابر تمایلات خاص مردبطور مطلق تسلیم بوده وخودش رادرهرزمان ومکانی که استمتاع درآن جایز است دراختیار مشارالیه قراردهدودرصورت امتناع ازانجام تعهد وقیام بوظائف قانونی مردکه متعهد له میباشد طبق قواعد واصول کلی حقوقی میتواند از دادگاههای عمومی که مرجع همه گونه تظلمات وولی هرممتنع میباشند الزام او را به تمکین و انجام وظائف زوجیت بخواهد.

لیکن بنظر من دعوی الزام زوجه غیرمتمکنه به تمکین وادای وظائف زوجیت قابل استماع و رسیدگی دردادگاه نیست زیرا طبق اصول مسلم و کلی حقوقی محاکم فقط به دعاوی و تقاضاهائی می توانند رسیدگی کنند که بتوانند نسبت بآن دعاوی احکام قابل اجرا وقاطع دعوی صادر نمایندوبالاخره درصورت کشف وحقانیت مدعی ،مدعی علیه را ملزم به پرداخت خواسته ویاانجام عمل وتعهدمورد مطالبه بنمایندودرصورت امتناع محکوم علیه از تسلیم و تأدیه محکوم به محکوم له ویاخودداری ازانجام تعهدبدرخواست محکوم له اجرائیه صادرومفادحکم را اجراومحکوم به رامطابق مقررات اجرائی ازاموال محکوم علیه استیفاء و تعهدات او را به خرج او و بو سیله دیگری در صورت امکان انجام دهند .
 
و حال آنکه در دعوای الزام به تمکین اصدار چنین حکمی و حل و فصل قضیه یا حکم به هیچ وجه امکان ندارد زیرا احکام الزام زوجه قابل اجراء نیست. چه بطوری که در مسائل گذشته مشروحاً بیان شد. منظور از وظائف زوجیت مذکور در ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی همان تمکین مذکور و تعریف شده در کتب فقه شیعه است و تمکین مرقوم عبارت است از تسلیم مطلق و بلا شرط زن در برابر تمایلات مخصوص مرد و در این مسئله هم شکی نیست که الزام به تکمین بمعنی مرقوم در صورت امتناع زن به هیچ وجه قابل اجراء نیست چه ماُمورین اجراء و وابستگان محاکم بر حسب قوانین نمی توانند در اجبار ممتنع به تمکین مداخله و نظارت مستقیم داشته باشند و نیز انجام آن بوسیله دیگری و بخرج محکوم علیه غیره ممکن است بنابرین قبول دعوائی که با صدور حکم حل و فصل نمی شود و خود حکم قابل اجراء و قاطع دعوی نمی گردد صحیح نیست.

بعبارت دیگر احکام محاکم دادگستری فی نفسه و با قطع نظر از قابلیت اجرائی موضوعیت ندارد و منظور مد عیان از طرح دعوی در محاکمه تنها بدست آوردن حکم مطلق نیست بلکه آنها می خواهند بحق خودشان برسند و طرف را مجبور بتاُ دیه حقوق خودشان بنمایند.مردم میخواهند محاکم به ثبوت دعوی حکم صادر کنند و در صورت امتناع محکوم علیه از انجام مفاد حکم مذکور بدرخواست آنها مفاد احکام صادره را ماُمورین صالح اجرا و محکوم به راه وصول و ایصال نمایندو اگر نتیجه دعوائی فقط یک حکم غیر قابل اجراء باشد چون حل و فصل آن از طریق طرح دعوای مذ کور امکان پذیر نمی باشد چنین دعوائی قابل استماع نخواهد بود و شک نیست که حکم به الزام زوجه به تمکین بمعنی تسلیم در برابر امیال جنسی زوجه نه تنها قابل اجرا نیست بلکه عنوانا “ مخالف شأن انسان عادی بوده و فرض اجرائی آن قانونا“ جرم و عفت عمومی را جریحه دار می نماید من برای اثبات نظریه خودوروشن کردن مسئله ناچارم قدری روشن تربحث کنم.

فرض کنید زنی ازمردخودنفرت دارد و تمایلات جنسی اورامطلقا“و یادرمواردخاصی اجابت نمی کند وبآنهاتسلیم نمی گرددومردمرقوم باتقدیم دادخواست به دادگاه تقاضای صدور حکم برالزام مشارالیها به تمکین وتسلیم می نمایدودادگاه نیزرسیدگی نموده وحکم برطبق دعوی صادر میکندو محکوم علیها بمفادحکم تسلیم نمی شودوبه امتناع خود پس از صدور وابلاغ حکم نیزادامه میدهدو زوج محکوم له تقاضای صدور اجرائیه میکند وا جرائیه صادر وبه محکوم علیها ابلاغ میگرددونامبرده باز هم درمدت مقرربه وظائف زوجیت قیام واقدام نمیکندو محکوم له تقاضای اجبار اورا مینماید!

مأمور اجراچه می تواند بکند؟
آیا او می تواندبه وسائل قهری وجبری توسل جوید و زوجه محکوم علیها را مجبور به تسلیم وتمکین نماید؟

البته بایدگفت نه زیراموضوع حکم الزام بتمکین بمعنی تسلیم بمیل جنسی است واعمال جبردرآن ازطرف مأموراجرانه فقط ممکن نیست بلکه مطاق قوانین کیفری جرم است اخلاقا“زشت وتوهین آمیز است.
بعلاوه دعوا باید از لحاظ نتیجه با وضع و موقعیت اصحاب دعوی و منظور مدعی تناسب داشته باشد.

روابط خانوادگی و بخصوص روابط زن و شوهر را نمیتوان به اعمال جبر وصدور حکم واجباریکی ازطرفین ویاهردوی آنها ثابت وبرقرارنگهداشت وبین آنها عشق و علاقه و محبت ایجاد نمود. مردی که تمکین زن رامورد دعوی خودقرار داده ظاهرا“همان تسلیم وتمکین قانونی وهمیشگی رامیخواهد و درحقیقت میخواهد دادگاه باحکم خود و یا اجرای آن یک نوع علاقه و محبت و یا لااقل حالت تسلیم مطلق درزن ایجاد کند و چون هیچگاه حکم دادگاهها دارای چنین مزایائی نخواهدبود در این صورت باید گفت مدعی اجرای امر محالی را از دادگاه خواسته و هیچگاه دادگاهها الزام بپذیرفتن واستماع چنین دعوائی ندارند.

مضافا“براینکه وضعیت زوج مدعی تمکین پیش ازطرح دعوی و صدورحکم الزام خوانده به تمکین فرق نمی کند زیرا قبلا“هم زوجه غیرمتمکنه بود و بعد از دعوی و صدورحکم هم همینطور است و اجبار او و اجرای حکم هم ممکن نیست ودعوی کماکان باقی است و وجود و عدم حکم یکسان میباشد.بنابراین قبول چنین دعوا و رسیدگی به آن و اصدارحکم مذکور بی اثر و کار عبث و لغوی است.

به طوری که بیان شد درخود قانون مدنی ایران هیچ گونه مقرراتی جهت تمکین و امکان اقامه دعوی الزام به تمکین پیش بینی نشده است و نیز معلوم گردید که احکام الزام به تمکین در موردخود تمکین عملاضمانت اجرائی ندارند و در کتب فقه اسلام نیز در خصوص دعوی الزام به تمکین و طرز اقامه آن و کیفیت محاکمه و حکم بحثی نشده است و از ماده ۱۱۰۸قانون مدنی هم امکان الزام زن ممتنع ازانجام وظائف زوجیت به انجام آنها چیزی استنباط نمیشود بلکه مطابق صریح ماده مذکور تنها اثر و نتیجه امتناع زن ازتمکین عدم استحقاق نفقه است.

باین ترتیب من فکرمیکنم محاکم ایران درقبول دعوی الزام بتمکین در تحت عنوان فوق مرتکب اشتباه شده اند با این معنی که دعوی مذکور با دعوای اعلام نشوز اشتباه شده است و منظور زوج ازاقامه این نوع دعاوی اعلام و اثبات نشوز است تاخود را از نفقه بری نماید اما این دعوی وقبول آن و رسیدگی و صدورحکم هیچگونه اشکال ندارد و چون یک حکم اعلامی است اجرا هم نمیخواهد و بصرف قطعیت آن زوجه مادام العمرکه به نشوز وعدم تمکین باقی است مستحق نفقه نخواهدبود.

ازمراتب بالا این نتیجه بدست می آید که دعوی الزام به تمکین تحت عنوان مذکور و به منظور الزام زوجه به تمکین به هیچ وجه قابل استماع نیست و نیز صدور حکم مبنی برالزام مشارالیها به تمکین مجوزقانونی ندارد و قابل اجرا هم نیست و باید محاکم از آن خودداری نمایند.

ازطرف دیگر درخواستهای الزام به تمکین که قابلیت حمل و تعبیربه درخواست اعلام نشوز نداردباید غیرقابل استماع تلقی وردشوند.

امااقامه دعوی اعلام نشوز  بلااشکال است ومحاکم باید بآن رسیدگی و درصورت احرازدعوی،نشوز زن رااعلام دارد.

درخاتمه بحث بایداین نکته مهم را نیز تذکر دهم که چون مقتضی استحقاق مطالبه نفقه است و نشوز امتناع درتمکین طبق ماده ۱۱۰۸میباشد و نیز به شرحی که بیان شد دعوی تمکین به خصوص نسبت بگذشته مسموع نیست دربرابردعوی مطالبه نفقه ایام گذشته که ممکن است ازناحیه زوجه برعلیه زوج اقامه گرددطرح دعوی الزام بتمکین از طرف زوج خوانده بعنوان یک دعوی متقابل صحیح نیست و باید رد بشود زیرا اولا تمکین درگذشته ممکن نیست و دعوی امر غیرممکن قابل استماع و رسیدگی نمی باشد. و ثانیا“ اصولا قبول دعوی الزام به تمکین و رسیدگی بآن بطوری که شرح داده شد مستند و مجوز قانونی ندارد و دعوی درخواست اعلام نشوز وامتناع ازتمکین هم که ممکن است از طرف زوج در برابر دعوی مطالبه نفقه اقامه بشود یک دعوای متقابل نخواهد بود بلکه دفاع محسوب است و به عنوان دعوی تقابل پذیرفته نخواهدبود.

ولی مرد ابتدائا“میتواند دعوی اعلام نشوز عیال غیرمتمکنه خودش رادردادگاه طرح نموده و با اثبات عدم تمکین مشارالیها طبق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی دردادگاه خود را ازمسئولیت پرداخت نفقه  آزاد نماید.

بایداین نکته را نیز متذکر بود که ذکر کلمه عدم تمکین درماده۶۷۶قانون آئین دادرسی مدنی بمعنی لزوم قبول دعوی الزام بتمکین نیست بلکه یعکس ماده مرقوم نیز موضوع را به عنوان عدم تمکین که بعبارت دیگرهمان نشوز و امتناع از تمکین باشد ذکر نموده فقط به دعوی اعلام نشوز اشاره کرده است و موضوع دعوی الزام به تمکین اصولا در ماده مرقوم موردنظرنبوده است.

 



طبقه بندی: بانک مقالات،
[ شنبه 6 آبان 1391 ] [ 06:48 ب.ظ ] [ مقداد محتشم ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


مشعوف و مسرورم از اینکه امداد و توفیقات بی بدیل و لایتناهی الهی یاریگرم شد تا قدم در راهی گذارم که در این راه با کلک خویش احیاء گر حقوق از دست رفته مستحقی باشم که بلحاظ عدم تسلط بر فنون دادرسی از اثبات حق عاجز گردیده و یاری ام نمود تا فریادگر و زبان گویای مظلومی باشم که جور خصم آه ، را در نهادش نهادینه نموده و اینک از خداوند قادر و متعال مسئلت دارم تا قدم و قلمم را در این وادی مواج و پرتلاطم ، استوار و از لغزش و خطا مصون دارد. ان شاالله

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • قالب وبلاگ
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات