تبلیغات
مقداد محتشم *وکیل پایه یک دادگستری * 09122593715
مقداد محتشم *وکیل پایه یک دادگستری * 09122593715
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

در گفت‌وگوی "حمایت" با كارشناسان حقوقی بررسی شد؛
اعتبار معاملات محجورین    

سه گروه هستند كه به دلیل ضعف در تصمیم‌گیری، تحت عنوان محجور مورد حمایت قانونگذار قرار دارند. گروه اول مجنونان هستند كه مبتلا به جنون بوده و قدرت تشخیص ندارند. گروه دوم سفها هستند كه عقل معاش ندارند و نمی‌توانند اموال خود را اداره كنند و گروه سوم صغیران هستند كه به سن بلوغ نرسیده‌اند. قانون برای معاملات این افراد، شرایط خاصی تعیین كرده است كه در ادامه در گفت‌وگو با كارشناسان، به کنکاش در مورد آن ها می‌پردازیم.

مفهوم اهلیت
عضو هیئت علمی دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتی می‌گوید: اهلیت از نظر حقوقی به معنی شایستگی و توانایی دارا شدن حقوق و تكالیف (اهلیت تمتع) و نیز شایستگی اجرای حقوق و تكالیف (اهلیت استیفا) است


دكتر فرهاد پروین ادامه می‌دهد: زمانی كه گفته می‌شود اهلیت طرفین در روابط حقوقی، منظور لزوم داشتن اهلیت استیفاست. در ماده 211 قانون مدنی ذكر شده است كه برای این که متعاملان، اهل محسوب شوند، باید بالغ و عاقل و رشید باشند. رشد از نظر عموم افراد به تكامل جسمی ‌و روحی لازمه گفته می‌شود، اما از نظر حقوق مدنی رشد، فقط عقل معاش و در امور مالی است. ماده 1208 قانون مدنی می‌گوید: غیررشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد و در مورد سن بلوغ تبصره 1 ماده 1210 قانون مدنی می‌گوید: سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمری و در دختر 9 سال تمام قمری است.
این وكیل دادگستری تاكید می‌كند: بنابراین قبل از سنین مذكور فرد صغیر بوده و بعد از آن فرد بالغ محسوب می‌شود. با بلوغ، شخص از ممنوعیت تصرف در امور غیر مالی خارج می‌شود، ولی از ممنوعیت تصرف در امور مالی خارج نمی‌شود.

سن رشد در حقوق ایران
این استاد دانشگاه تاكید می‌كند: فرد بالای 15 سال قمری پسر و بالای 9 سال قمری دختر دارای مسئولیت كیفری است و در همه امور غیر مالی مستقلا حق مداخله و تصرف دارد، اما در امور مالی همچنان تحت ولایت و قیومیت است، زیرا رشدش به اثبات نرسیده است و تا قبل از 18 سالگی یعنی بین سنین 9، 15 تا 18 سالگی در صورت صدور حكم رشد از دادگاه، توانایی مداخله مستقل در امور مالی را به دست می‌آورد. در غیر این صورت عدم رشد دوران صغر همچنان باقی است و استصحاب می‌شود تا به 18 سالگی برسد.
پروین با اشاره به این كه عرف از منابع حقوق است، می‌گوید: طبق رویه فراگیر همه مراجع رسمی ‌و غیررسمی،‌ سن 18 سال، اماره رشد است و با رسیدن به سن 18 سال، فرض می‌شود كه شخص رشید و دارای قدرت تشخیص و تصرف در امور مالی است، مگر آن كه حكم عدم رشد یا جنون از دادگاه صادر شود.

اداره اموال محجوران
این استاد دانشگاه در مورد نحوه اداره اموال محجوران توضیح می‌دهد: باید به دو نوع حجر توجه كرد. همه اقدامات حقوقی مجنون به این خاطر كه فاقد عقل و قدرت تشخیص به طور كلی است، باطل است. امور مالی مجنون توسط ولی یا قیم انجام می‌شود. اعمال حقوقی مجنون دایمی ، به طور همیشگی و اعمال حقوقی مجنون ادواری، در حال جنون كاملا باطل و بلا اثر است.
این حقوقدان ادامه می‌دهد: در مورد سفیه و صغیر ممیز، هر چند اصولا اداره اموال سفیه با ولی یا قیم است، اما اعمال حقوقی آن ها چون دارای عقل بوده و تا حدی قدرت تشخیص دارند، غیر نافذ محسوب می‌شود و باطل نیست، یعنی سفیه و صغیر ممیز می‌توانند اقدامات مالی و معاملاتی به طور مستقل انجام دهند و در صورت تایید ولی یا قیم، معامله صحیح بوده و در صورت عدم تایید، معامله باطل است. صغیر غیرممیز نیز گرچه مجنون محسوب نمی‌شود، ولی به سبب كمی ‌سن فاقد قدرت تشخیص است و مانند مجنون معاملاتش باطل است.
این وكیل دادگستری در ادامه به سرنوشت قراردادهای منعقد شده از سوی محجور اشاره می‌كند و می‌گوید: اگر در قراردادی یكی از طرفین اهلیت نداشته باشد، سرنوشت قرارداد بستگی به نوع حجر طرف قرارداد فاقد اهلیت دارد. از طرف دیگر باید به نوع قرارداد هم توجه كرد، زیرا قراردادها بر دو نوع مالی و غیر مالی تقسیم‌بندی می‌شوند. صغیر غیر ممیز تمامی‌ قراردادهای مالی و غیر مالی‌اش باطل است. مجنون نیز اعمال حقوقی‌اش چه مالی و چه غیر مالی، باطل است. سفیه یا غیر رشید تمامی ‌اعمال غیر مالی‌‌اش صحیح است و در امور غیر مالی ، حجری ندارد.
 
اهلیت تمتع و استیفا
یك وكیل دادگستری دیگر نیز خاطرنشان می‌كند: به نظر می‌رسد با توجه به تعاریف، شخصیت همان ماهیت موجودی است كه خداوند نسبت به وجود فرد برای او حقوق و تكالیفی را در نظر گرفته است.
دكتر حامد صفری ریزی خاطرنشان می‌كند: اهلیت بر دو نوع تمتع و استیفا است و قانون مدنی در مواد 956 به بعد می‌گوید: اهلیت برای دارا بودن حقوق، با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود. ماده ۹۵۷ این قانون می گوید: حمل از حقوق مدنی متمتع می‌شود، مشروط بر این که زنده متولد شود. در قرآن نیز در این‌باره آمده است: «لقد كرمنا بنی‌آدم» كه موضوع اصلی كرامت انسانی اهلیت تمتع است. اما این كه قدرت بالقوه، بالفعل شود، نیاز به بررسی در مورد هر فرد دارد كه هر فردی كه به دنیا می‌آید، از اهلیت تمتع برخوردار است. اما با اثبات موارد خاصی، دارای اهلیت استیفا می‌شود. برای اهلیت استیفا که در واقع همان اهلیت اعمال حقوقی است از نظر اجتماعی و كلی عقل و رشد و بلوغ را شرط می‌دانند و این‌ موارد باید به صورت كامل باشند تا اهلیت استیفا احراز شود. اما در مواردی نیز اگر یكی ‌از این شرایط نباشد، اهلیت احراز می‌شود مانند صغیر ممیز كه اهلیت استیفاء كامل را ندارد، اما حق تملكات بلاعوض یا قبول هبه را دارد.
این وكیل دادگستری می‌گوید: اهلیت استیفا به معنای خاص، هر نوع توانایی داشتن حق‌ و تكلیف است كه ممكن است برای كسی در امور مالی نباشد، یعنی شخصی در امور مالی اهلیت استیفا نداشته باشد، اما در امور غیر مالی اهلیت داشته باشد. سفیه دارای چنین وضعی است.

شرایط اهلیت تاجر ورشكسته
این مدرس دانشگاه اضافه می‌كند: اهلیت عام را كسی داراست كه همه شروط عقل ، بلوغ و رشد را كامل دارد و در تمام امور متصوره حقوقی، قابلیت اعمال اراده را دارد.
دكتر صفری‌ریزی ادامه می‌دهد: بعضی افراد به رغم اهلیت عام، به دلایلی از منظر قانون‌گذار اهلیت ندارند، مانند تاجر ورشكسته. دلیل این كه اختیارات تاجر ورشكسته محدود می‌شود، این است كه به عنوان امین جامعه نتوانسته مال خود را حفظ كند. بنابراین قانونگذار نسبت به او سوءظن دارد و او را محجور می‌داند و چنین فردی حق اعمال اراده در امور مالی خود را ندارد، اما در امور غیرمالی مانند نكاح طلاق و... هنوز حق دارد.
این حقوقدان در ادامه می افزاید: اهلیت به معنی كلی شامل اولویت‌های سیاسی و اجتماعی نیز هست و مباحث مربوط به اهلیت یكی از مبادی امری حركت به سوی مدینه فاضله می‌باشد. در صورت ورشكستگی، قانون‌گذار به سبب عدم اعتماد به فرد ورشكسته، او را از اداره اموال ساقط می‌كند، زیرا ورشكستگی، آثار اجتماعی و سیاسی هم دارد. مانند فردی كه كارخانه‌دار است، زمانی كه كارخانه او ورشكست شود، صدها نفر از افرادی كه در كارخانه آن فرد كار می‌كرده‌اند نیز بیكار خواهند شد و این امر خود به غیر از آثار مالی سوء،‌آثار سیاسی و اجتماعی منفی نیز مانند فقر در بر خواهد داشت. وی همچنین می گوید: ‌ورشكستگی یک فرد تاجر، ممکن است دامن تجار دیگر را نیز ‌بگیرد و در كار آن ها نیز اختلال ایجاد کند. سفیه هم در امور مالی حق دخالت ندارد، اما تفاوت این‌ دو در آن است كه سفیه محجور قانونی ‌است و ورشكسته محجور قضایی به حكم دادگاه است.

انواع جنون
این وكیل دادگستری به انواع جنون اشاره می‌كند و می‌گوید: جنون نیز بر دو نوع است: جنون دایمی‌كه در آن شخص به كلی مجنون است ‌و جنون ادواری. جنون ادواری یعنی كسی كه یك زمانی سالم و در زمان دیگر مجنون است.
صفری ریزی خاطرنشان می‌كند: از یك منظر، جنون متصل به صغر و غیر متصل وجود دارد كه این تقسیم‌بندی نیز آثار مخصوص به خود را دارد. وی در مورد اعتبار معاملات مجنون خاطرنشان می‌كند: به صورت كلی معامله مجنون باطل است، اما به استناد اصل صحت، در جنون ادواری تا زمانی كه ثابت نشود فرد مجنون است، وی‌ سالم محسوب می‌شود و معاملات وی صحیح است. بنابراین شخصی كه ادعا دارد كه مجنون ادواری در حالت جنون معامله كرده است، باید این موضوع را ثابت كند.

اعتبار معاملات صغیر ممیز
یك وكیل دادگستری به این موضوع اشاره می‌كند كه اگرچه صغر جزو شرایط حجر محسوب می‌شود، اما همان طور كه در جامعه شاهد آن هستیم، كودكانی كه از قدرت تمیز برخوردارند، اقدام به انجام خرید و فروش می‌كنند و این معامله هم صحیح است. اكبر اناری كندری خاطرنشان می‌كند: صغیر ممیز در نقطه مقابل‌ صغیر غیر ممیز قرار دارد و بنابراین صغیر ممیز به کودکی اطلاق می‌شود که قوه تشخیص سود و زیان و خوب از بد را داشته و این قوه تشخیص، نسبت به اموری که در زندگی اجتماعی با آن برخورد می‌کند، متفاوت است.
وی خاطرنشان می‌كند: صغیر ممیز نیز مانند غیرممیز هنوز به بلوغ قانونی نرسیده است و به همین دلیل‌ قانون مدنی در این خصوص می‌گوید:«اعمال و اقوال صغیر تا حدی که مربوط به‌ اموال و حقوق مالی او باشد، باطل و بلا اثر است».
وی توضیح می‌دهد كه صغیر‌ممیز قوه تشخیص دارد و می‌تواند خوب و بد را از یکدیگر(حداقل‌ به طور نسبی)تشخیص می‌دهد و از طرف دیگر انجام بعضی از اعمال حقوقی، تصرف در حقوق مالی صغیر محسوب نشده و بلکه به طور یک ‌طرفه، منافعی را نیز برای او در بر خواهد داشت. بنابراین قانونگذار مقرر داشته است: «معذلک صغیر ممیز می‌تواند تملک بلاعوض کند، مثل قبول هبه و صلح و حیازت‌ مباحات» .
اناری می‌گوید: علت پذیرش صحت قبول هبه و صلح بلا عوض و همچنین حیازت مباحات از طرف‌ صغیر ممیز و بطلان آن از طرف صغیر غیرممیز، این است که كودكان صغیر ممیز واجد قصد انشا هستند و می‌دانیم که قبول عقد نیز به وسیله قصد انشا به عمل می‌آید. همچنین این‌ امر موجب تصرف در اموال و حقوق مالی او نمی‌شود.وی در پایان نتیجه می‌گیرد: تعهد بلا‌عوض به نفع‌ صغیر ممیز نیز مانند تملک بلاعوض است و همچنین است قبول وقف خاص حق انتفاع‌ (عمری، رقبی و سکنی)که صغیر به وسیله آن ها بر دارایی خود می‌افزاید، بدون آن که در اموال و حقوق مالی خود تصرفی کرده باشد.
 



 

 

 




طبقه بندی: بانک مقالات،
[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 05:35 ب.ظ ] [ مقداد محتشم ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


مشعوف و مسرورم از اینکه امداد و توفیقات بی بدیل و لایتناهی الهی یاریگرم شد تا قدم در راهی گذارم که در این راه با کلک خویش احیاء گر حقوق از دست رفته مستحقی باشم که بلحاظ عدم تسلط بر فنون دادرسی از اثبات حق عاجز گردیده و یاری ام نمود تا فریادگر و زبان گویای مظلومی باشم که جور خصم آه ، را در نهادش نهادینه نموده و اینک از خداوند قادر و متعال مسئلت دارم تا قدم و قلمم را در این وادی مواج و پرتلاطم ، استوار و از لغزش و خطا مصون دارد. ان شاالله

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • قالب وبلاگ
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات